Sign up for WEBzzz to connect with حمید.
Friends(628)
shaminnn
shaminnn
**Zanjan-Girl**
**Zanja...
parmidajojo
parmida...
feriyal
feriyal
mahtiti
mahtiti
atoosa*
atoosa*
melina666
melina666
Taraneh-tt
Taraneh...
faeghe
faeghe
1891370
1891370
rada30
rada30
zzi
zzi
شيوا
شيوا
charayer
charayer
shiva-maloos
shiva-m...
Blog

ای همنوع!!

از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود آنها نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند …
حمید 
2 Comments
4 monthys ago
About bavariya
smiley
  • Status: Single
  • Hobbies: ورزش - فیلم
  • Profession: روانشناس بالینی
  • Function: مدرس
  • Website or blog: http://hamidar.blogsky.com/
  • yahooY! Messenger: HTZ_ISATIS@YAHOO.COM & HTZ_ISATIS1@YAHOO.COM
  • I Love: آنچه را که او میخواهد باشم
  • Favorite music: بستگی به موقعیت زمانی و مکانی داره
  • Favorite movies: روانشناسی - مستند، درمجموع بامحتوا
  • Favorite books: روانشناسی ، علمی وگاهی سایر کتب ورمان
  • Favorite food: بجز خورشت بادمجان ،همه چیز
  • Favorite places: تاریخی ،طبیعت
  • Eye Color: میشی
  • Hair Color: مشکی ,لخت
  • [More about me]
guestbook()

lady flower

با سپاس رز شما دوست عزیز پیشاپیش این عید نوروز را به شما تبریک عرض نموده امیدوارم همیشه شاد تن درست باشید

9 hours ago

googoole

با سلام و خسته نباشی از پیغام گرم شما ممنونم و امیدوارم سال خوبی را به همراه داشته باشید و این سال جدید را به شما تبریک عرض مکونم شاد باشید

9 hours ago

marrina

آروم بگو : ( خدايا من عاشق توام و به تو نياز دارم، هم‌اينک به قلبم بيا) اينو واسه ادد ليستت بفرست تا امشب 1 معجزه ببيني پاکش نکن حقيقت داره

10 hours ago

sasha2008

smiley

14 hours ago

sasha2008

ای که برای من٬ آغاز و پایانی......در این دم آخر٬ حالم نمی دانی
ای بی وفا با من٬تنها چرا رفتی......عشقت رها کردی٬از چه به آسانی
من بی تو می میرم٬ای علت بودن......می گویم این را من٬هر چند می دانی
شب ها به یاد تو٬غمگین و سرگردان......لیلا رهایم کن٬از بند حیرانی
روزی به من گفتی٬عاشق ترین هستی......اینک چنین رفتن٬کو عهد و پیمانی؟
وقتی که می رفتی٬چشمم نمی دیدی؟......آن خنده پیدا٬ آن اشک پنهانی
دیگر به چشم من٬اشکی نخواهی دید......وقتی که مدفون شد٬در خاک ظلمانی
اکنون که می میرم٬یک چیز فهمیدم......ظلم بنی آدم ٬را نیست پایانی
هرگز نفهمیدم٬ مقصد کجا باشد......در کوره راه عشق٬این راه طولانی
من می برم با خود٬یک کوله بار از هیچ......یک سینهء خالی ٬از قلب٬می دانی!
آیا حقیقت بود٬ ابراز احساست......روزی که می گفتی ٬بی من نمی مانی
روزی ملک بودم٬در جنت قلبت......راندی مرا از خویش٬چون ذات شیطانی
شرم آید از خویشم ٬هرگز نفهمیدم......آهو نبودی تو٬گرگ بیابانی
سهم من از آن عشق٬انگار این مرگ است......مرگی بسی شیرین٬شیرین و عرفانی
ای بی وفا با من ٬هرگز نمی فهمی......شیرینی این مرگ٬یک مردن آنی
تو با عذابی سخت ٬بدرود خواهی گفت......این منزل آباد٬اما بسی فانی
هرگز نخواهی دید٬ چیزی که من دیدم......من نور می دیدم٬ در آن پریشانی
وقتی اجل می خواست ٬جسمم بمیراند......فهمید من مردم٬تو در دل و جانی
من خوب می دانم٬بعد از عروج من......بر خاک می افتی این شعر می خوانی
اما سمیر آن روز٬از پیش تو رفته است......رفته است آنجا که٬حور است و قلمانی

14 hours ago

emitis

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند
یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد.
بهارت مبارک

15 hours ago

my-angel

گاه گاهي
شبيه شوقي بزرگ شوقي كه پنهان نمي شودش كرد
بر در مي كوبي و ميخ كوب تماشات
مات مي شوم
خلاصه كنم
اين خانه كوچك است
و سقف كوتاه آرامش
آوار دم به دمي ست

16 hours ago

aylar

يکي از سنت هاي باستاني ايرانيان برگزاري جشن چهارشنبه سوري بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ايرانيان در همه شهرها با برپايي آتش، مراسم باشکوهي برگزار مي کردند. اين آيين از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسيدگي حساب هاي گاهشماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود که تحويل سال به سه شنبه اي مصادف شد که نيمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئي از سال کهنه و نيمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب همان روز مي دانستند، بنابراين فرداي آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند. به يک عقيده ديگر ايرانيان مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقيده اعراب پيروي کرده باشند که روز چهارشنبه يا يوم الاربعا» را شوم و نحس مي دانستند. درمورد وجه تسميه «چهارشنبه سوري» عقيده دارند، به مناسبت آتش افروزي، آن شب را «سور» (سرخ) ناميده اند. در مطلب زير که بررگفته از کتاب فرهنگ مردم است آداب چهارشنبه سوري آمده است.
آداب چهارشنبه سوري
آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر مناطق ايراني نشين يکي است ولي در برخي از شهرها سنت هاي کوچکي به آن اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است; اين آداب و سنت ها به طور خلاصه چنين است:
- آتش افروزي: زيباترين و قديمي ترين آداب مربوط به چهارشنبه سوري، برافروختن آتش و جستن از روي آن است. اين کار عصر سه شنبه آخرسال که فردايش چهارشنبه است انجام مي شود. بايد اشاره کرد که تمام آداب و سنت هاي چهارشنبه سوري، در شب چهارشنبه آخر سال برگزار مي گردد. آتش را در حياط خانه و يا در کوچه و يا يک ميدان باز و با گذاردن سه کپه (بوته) روشن مي کنند و در حين جستن از روي آن مي خوانند: «زردي من از تو/ سرخي تو از من» به اين معنا که بيماري ها و ناخوشي ها را به دور مي ريزم و سلامتي و تندرستي تو را در خود مي گيرم. پس از سوختن بوته ها، خاکستر باقيمانده را جمع مي کنند و کنار ديوار مي ريزند و کسي که خاکستر را بيرون ريخته بايد در بزند و از درون خانه از او بپرسند: «کيه؟» و او جواب بدهد: «منم.» بعد از او بپرسند: «از کجا آمده اي؟» و او جواب دهد: «از عروسي.» سپس از او بپرسند: «چه آورده اي ؟» و او بگويد: «تندرستي.»
- کوزه شکني: يکي ديگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوري آن بوده که کوزه کهنه اي را برمي داشتند و در آن مقداري نمک و ذغال و سکه ده شاهي مي انداختند و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر مي چرخاند و نفر آخري آن کوزه را از پشت بام، به کوچه مي افکند و مي گفت: «درد و بلاي ما بره توي کوزه و بره توي کوچه.»
- فالگوش: از ديگر مراسم مربوط به چهارشنبه سوري، فالگوش ايستادن است; بدين معني که کساني که حاجتي دارند، نيت مي کنند و سر چهارراه يا در معبري فالگوش مي ايستند و به حرف نخستين عابري، که از کنارشان مي گذرد توجه مي کنند و هر کلام که از دهان او درآيد در استجابت مراد خود به فال بد يا خوب مي گيرند، اگر گفته عابري موافق با آرزوي صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده مي دانند. بعضي ها به جاي رفتن به چهارراه و معابر، اين کار را در پشت در اتاق هم انجام مي دهند و نخستين سخني که از پشت در اتاق شنيدند را به فال بد و يا خوب در اجابت حاجتشان فرض مي کنند.
- آجيل چهارشنبه سوري: رسمي که از قديم در ايران متداول است، تهيه و خوردن آجيل چهارشنبه سوري است. اين آجيل شور و شيرين، مانند آجيل مشکل گشاست; يعني علاوه بر مواد اصلي بو داده شور و شيرين، مانند آجيل، برگه هلو و زردآلو، قيسي، کشمش سبز، مويز، باسلق، پسته و بادام، فندق بو نداده، نقل، شکر، پنير، و مغز گردو هم اضافه مي کنند. تهيه اين آجيل را براي استجابت يک مراد نذر مي کنند. خوردن اين آجيل در شب چهارشنبه سوري، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش يمني است.
چهارشنبه سوري در نقاط مختلف ايران
در شب چهارشنبه سوري زنان و مردان و جوانان، لباس نويي که براي عيد نوروز تهيه کرده اند را مي پوشند و به کودکان لباس نو مي پوشانند. شور و شوق و شادماني شب چهارشنبه سوري معمولا کمتر از عيد نوروز نيست. در بعضي از مناطق ايران، خصوصا خراسان و آذربايجان اين شب را با جشن و سرور سپري مي کنند. در هر خانه اي سفره اي سپيد پهن مي کنند و در آن آجيل بي نمک مي ريزند که به آجيل چهارشنبه سوري مرسوم است که ترکيبي از انجير، کشمش، خرما، توت خشک، فندق، پسته، بادام خام و... است. آجيل را در بشقاب هاي متعدد مي چينند و افراد خانواده و فاميل گرد آن جمع مي شوند و به صرف شيريني و آجيل مي پردازند. همچنين براي تکميل سرور خود، در اين شب آش رشته و چهار رنگ پلو تهيه مي کنند که عبارتنداز: رشته پلو، عدس پلو، زرشک پلو، سبزي پلو و مقداري از آن را براي اقوام نزديک خود مانند دختر، نوه، عروس که در خانه ديگري مسکن دارند مي فرستند.
- چهارشنبه سوري در روستاهاي مازندران: در روستاهاي مازندران، در شب چهارشنبه سوري آشي مي پزند که از هفت نوع بنشن (حبوبات) و هفت جور سبزي و نيز هفت ترشي تهيه مي شود و به آن «آش هفت ترشي» مي گويند و بعضي جاها آن را «آش گزنه» يا «کال چهارشنبه آش» مي نامند.
- چهارشنبه سوري در آشتيان اراک: در آشتيان اراک، ضمن پختن آش چهارشنبه سوري، در هر خانواده متناسب با شرايط خود دو مجسمه آدم از خمير به صورت مرد و زن مي سازند; سپس آش رشته اي که در آن هر نوع بنشن وجود دارد، بار مي گذارند و آدم خميري را در آن آش مي اندازند و مي پزند. پس از پخته شدن آن دو مجسمه را در کاسه اي مي گذارند و به لب نهر مي برند و به آب مي اندازند، تا بدين وسيله به زعم خود، قضا و بلا را از خانه رانده باشند.
- چهارشنبه سوري ميان طوايف کردستان: کردها به چهارشنبه سوري «چوار شمه کوله» (يعني چهارشنبه بي دنباله) مي گويند. در سنندج رسم است که روز چهارشنبه آخرسال، به جاي آتش افروزي و پريدن از روي آتش، بعد از ظهر آن روز، زنان و دختران دم بخت، يک تخم مرغ و يک شيشه خالي همراه مي برند و در منطقه وسيعي که اطراف آن را باغ ها يا به زبان محلي گرياشان گرفته و نهر بزرگي از وسط آن مي گذرد پراکنده مي شوند. هر يک از دختران به محض رسيدن به محل خروجي آب دباغ خانه، تخم مرغي را که همراه آورده سرشکن مي کند و پس از ريختن سفيده و خوردن زرده خام آن با همان پوسته تخم مرغ، دو سه بار درحالي که زير لب آرزويش را مي گويد از آب دباغ خانه برمي دارد و به سر و صورت، موها و لباس هايش مي پاشد و شيشه خالي را از همان آب دباغ خانه پر و محل را براي ديگران خالي مي کند. پس از رسيدن به خانه، فوري آب دباغ خانه را در حاشيه اتاق ها، کنار فرش، اثاثيه منزل و پاشنه درها مي پاشد و نيت مي کند که تمام بلاها، فقر، مرض و پريشاني و بدشانسي از خانه و کاشانه اش دور شود.
- چهارشنبه سوري در روستاهاي مشهد: در شب چهارشنبه سوري نزديک غروب آفتاب، در وسط کوچه يا صحن حياط سه کپه بوته، آتش زده، سپس پير و جوان و زن و مرد از روي آتش مي پرند. زن هايي که بچه کوچک و شيرخوار دارند، بچه هاي قنداقي را در بغل گرفته شادي کنان از روي آتش رد مي شوند و در موقع پريدن مي گويند: «آلا (يا همان آل، که کارش دزديدن جگر زائو است) به در، بلا به در، دزد و هيز از دها (آدم دزد و چشم دريده) به در» پس از آن آتش را مي گذارند تا آخر بسوزد; زيرا خاموش کردن آتش و فوت کردن آن را بد مي دانند، وقتي آتش تا آخر سوخت و خاکستر شد يکي از اعضاي خانواده خاکسترش را برمي دارد و سرچهارراه مي ريزد تا باد ببرد. اين مراسم تقريبا در تمام ايران به همين ترتيب برگزار مي شود فقط تفاوت آن در شعري است که مي خوانند.

18 hours ago

shiva777

سايه حق
سلام عشق
سعادت روح
سلامت تن
سرمستي بهار
سکوت دعا
سرور جاودانه
اين است هفت سين آريايي
نوروز پيشاپيش مبارک

18 hours ago

bandeh

سلام

چــرا، برای یه آدرس اینترنتی به جای یك دبیلیو، سه تا دبیلیو قرار دادند؟!

چــرا، ساعتها در صف دریافت چند پاكت شیرسوبسیدی می ایستیم، آنهم با تفاوت قیمتی ناچیز با شیر آزاد، ولی تحمل یك ثانیه دیر حركت كردن راننده جلویمان را پشت چراغ راهنمایی نداریم؟!

چــرا، در رستوران برای پرداخت صورت حساب بشدت تعارف می كنیم تا جایی كه ممكن است كار به نزاع بكشد، ولی در اولین فرصت میهمانمان را متهم به گدا صفتی می كنیم؟!

چــرا، غربی ها سالها تلاش می كنند و خودرو طراحی می كنند، ولی ما آنرا، با حذف تعدادی از امکانات و تجهیزات جانبی، ساده میسازیم و می فروشیم؟!

چــرا، آخرین ورژن نرم افزارها را بلافاصله روی رایانه هایمان نصب می كنیم ولی هرگز به دنبال استفاده از آن قابلیت جدید نیستیم؟!

چــرا، اگر كسی به ناموسمان نگاهی چپ بیندازد می خواهیم شكمش را پاره كنیم، اما براحتی ناموس دیگران را ورانداز میكنیم؟!

چــرا، از قالب كردن اجناس قلابی و مواد فاسد به دیگران لذت می بریم؟!

چــرا، غالبا تخیل را به تفكر ترجیح می دهیم؟!

چــرا، معمولا به دستور پزشك تمام دارویمان را مصرف نمی كنیم و به مجردی كه احساس بهبودی كردیم مصرف دارو را قطع می كنیم؟!

چــرا، جراحان ایران بر خلاف تعرفه های رسمی مبلغ كلانی از بیمار جداگانه دریافت می كنند؟!

چــرا، اكثر تعمیرگاه ها و مغازه دارها پیاده رو و خیابان را محل كسب و كار خود می دانند و مامور شهرداری هم مدام بدنبال جریمه برای سد معبر است؟!

چــرا، بخشی از فضای منزل را به مبل و میز نهار خوری اختصاص میدهیم ولی روی زمین می نشینیم و توی سفره غذا می خوریم؟!

چــرا، سالها اشیاء دست دوم منزل را در انبار نگه می داریم و از آنها استفاده نمی كنیم، ولی حاضر به بخشیدن آن به افراد مستحق نیستیم؟!

چــرا، در هر شرایطی منافع شخصی را به منافع جمع ترجیح میدهیم؟!

چــرا، یك عمر از ترس نداری با فلاکت زندگی می كنیم؟!

چــرا، برآیند كار دو نفر همیشه كمتر از دو است؟!

چــرا، بسیاری از مردم وقتی دستگاهی را می خرند قبل از خواندن دستور كاربری آن، آنرا روشن و با سعی و خطا سعی می كنند طرز كار آنرا یاد بگیرند و انگار مشغول كشف طرز كار آن هستند؟!

چــرا، با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم؟!

چــرا، اگر پزشكی به ما داروی زیاد ندهد یا اگر هیچ دارویی ندهد، می گوییم بی سواد است و دیگر به او مراجعه نمی كنیم؟!

چــرا، هر كجا صف است فكر می كنیم خیرات است؟!

چــرا، فكر می كنیم مالیات پول زور است، ولی هنگامی كه خودرو ما به چاله های خیابان می افتد به دولت ناسزا می گوییم؟!

چــرا، هنگامی كه پلیس ما را جریمه می كند او را نامرد خطاب می كنیم، ولی رانندگان متخلف دیگر را ناسزا گفته و سراغ پلیس را می گیریم؟!

چــرا، بسیاری از مردم به هنگام گردشگری دوست دارند میوه های روی درخت باغ های دیگران را بچینند، در حالیكه مقدار زیادی میوه همراه خود دارند؟!

چــرا، به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم؟!

چــرا، حجم غذا برای اغلب ایرانی ها مهم تر از كیفیت آن است؟!

چــرا، ده ها سال است كه در آشپزی ایرانی تحولی پیدا نشده؟!

چــرا، بیشتر نواقص را می بینیم، ولی در رفع نواقص ناتوانیم؟!

چــرا، در میهمانی ها، ظاهر سازی جای واقعیت را می گیرد؟!

چــرا، منافع زود گذر را به منافع پایداری كه دیرتر بدست آید ترجیح می دهیم؟!

چــرا، در هر كاری اظهار فضل می كنیم و از گفتن نمی دانم شرم داریم؟!

چــرا، كلمه من را بیش از ما بكار می بریم؟!

چــرا، در شهرها خسارتی كه چاله ها و دست اندازها به خودروها وارد میكنند چند هزار برابر هزینه رفع آنها است ولی مدتها آنها را بحال خود رها می كنند؟!

چــرا، دریچه نگهداری خطوط تلفن، پنجره های فاضلاب و امثالهم همیشه یا پائین تر و یا بالاتر از سطح آسفالت خیابان است؟!

چــرا، غالبا مهارت را به دانش ترجیح میدهیم؟!

چــرا، بیشتر در گذشته بسر میبریم تا جایی كه آینده را فراموش می كنیم؟!

چــرا، عقب افتادگیمان را بگردن كشورهای قدرتمند و توطئه آنها می اندازیم، ولی برای جبران آن قدمی بر نمی داریم؟!

چــرا، دائما دیگران را نصیحت می كنیم، ولی خودمان به آنها عمل نمی كنیم؟!

چــرا، هنگامیكه به هدفمان نمی رسیم آنرا به حساب نصیب و قسمت یا سرنوشت و بدبیاری می گذاریم ولی هرگز به تجزیه و تحلیل علل آن نمی پردازیم؟!

چــرا، همیشه آخرین تصمیم را در دقیقه نود می گیریم؟!

چــرا، در ایران موتورسیكلت خودرو خانوادگی است و می شود تا شش نفر هم سوار آن بشوند؟!

چــرا، با وجود اینكه می دانیم اغلب برندگان جوایز المپیاد های دانش سر از خارج در می آورند ولی كاری نمی كنیم و همچنان به برنده شدن افتخار می كنیم؟!

چــرا، اعداد، علم جبر، باروت و شاید خیلی چیزهای دیگر را ما شرقی ها خلق كردیم، ولی غربی ها استفاده وسیعی كردند، و ما در همان ابتدای كار ماندیم؟!

چــرا، غربی ها سالها تلاش می كنند و نرم افزار تهیه می كنند ولی ما حاضر بخرید رسمی آن نیستیم و در عوض قفل آنرا می شكنیم و به این كار خود افتخار هم میكنیم؟!

چــرا، کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟!


چــرا، وقتی یکی میمیره مشکی می پوشن؟ چــرا، نارنجی نمی پوشن؟ اگه مشکی رنگ غمه چــرا، اینهمه استفاده میشه؟!


چــرا، مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟!

چــرا، وقتی به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟!

چــرا، گرانترین ظروف منزل را برای نمایش در ویترین می گذاریم و هرگز از آنها استفاده نمی كنیم؟!


چــرا، به مرده هایمان بیش از زنده هایمان احترام می گذاریم؟!

چــرا، غربی ها ما را بهتر از خودمان می شناسند؟!

چــرا، معماری ساختمان هایمان از داخل دل می برند و از بیرون زهره؟!

چــرا، اگر بهترین سیستم تهویه را در محل كارمان داشته باشیم و بیرون از ساختمان هوا بشدت آلوده باشد، باز پنجره اطاق كارمان را باز میكنیم؟!

چــرا، در ایران كوزه گر از كوزه شكسته آب می خورد؟!

چــرا، به مراسم عزاداری بدون دعوت می رویم، ولی برای مراسم عروسی باید دعوتمان كنند؟!

چــرا، در ایران اغلب خانم ها یك لباس را دو بار در مهمانی تكرار شده ای نمی پوشند؟!

چــرا، در ایران اغلب خانم ها پول خرج كردن شوهرشان را برای آنها، دلیل علاقه می دانند؟!

چــرا، اغلب خانم های ایرانی اضافه وزن دارند، ولی در مهمانی ها تظاهر به

چــرا، در غرب كارمندان بعد از بازنشستگی به گشت و گذار می پردازند، ولی در ایران گوشه نشین و افسرده می شوند؟!


چــرا، صبر می كنیم تا وسیله مورد استفاده مان خراب شود بعد به فكر رفع نقص آن می افتیم، در حالیكه در دستورالعمل نگهداری آن قید شده كه بعد از گذشت زمان معینی باید مورد بازدید قرار بگیرد؟!

چــرا، فكر میكنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه مان بیمه می كنیم؟!

چــرا، عده ای جنس ارزان و با كیفیت پایین را به جنس گران و با كیفیت بالا ترجیح می دهند؟!

چــرا، به هنگام مدیریت در سازمانی زور را به درایت ترجیح می دهیم؟!

چــرا، پزشک های ما مدارك تحصیلی خود را قاب می كنند و در مطب روی دیوار در معرض دید عموم قرار می دهند؟!

چــرا، وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع كنیم؟!

چــرا، در اغلب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند، به جای اینكه به آنها احترام بگذارند؟!

چــرا، می گوئیم مرغ همسایه غاز است؟!

چــرا، انتقاد پذیر نیستیم و فكر می كنیم كسی كه عیب ما را به ما بگوید بدخواه ما است؟!

چــرا، چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم؟!

چــرا، فرصت و تحمل شنیدن دو کلمه حرف حساب را نداریم؟!

چــرا، بارون که میاد، ترافیک میشه؟!

چــرا، تو خونه ۴٠ متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟!

چــرا، به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟!

چــرا، از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟!

چــرا، از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟!

چــرا، تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟!

چــرا، قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟!

چــرا، بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟!

چــرا، همه دوست دارن از این کشور برن؟!

چــرا، اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟!

چــرا، روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟!

چــرا، مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟!

چــرا، جوونا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟!

چــرا، اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟!

چــرا، باجناقها هیچوقت از همدیگه خوششون نمیاد؟!

چــرا، زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟!

چــرا، پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟!

چــرا، مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟!

چــرا، وقتی پشت سر یکنفر صحبت میکنن اصلا فکر نمیکنن این غیبته؟!

چــرا، وقتی شکلات تعارف میکنن اگه بیشتر از یکی بردارن زشته؟!

چــرا، بند کتونی رو دور مچ پا میبندن ولی بند کفش رو نه؟!

چــرا، قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟!

چــرا، خانم ها لوازم آرایش رو روی شصتشون تست میکنن و مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟!

چــرا، خانم ها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟!

چــرا، مردها فرق آرایش 50 هزارتومنی با آرایش 1.5میلیون تومنی رو نمیفهمن؟!

چــرا، کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟!

چــرا، سر سفره عقد عروس خانم دفعه سوم میگه بله؟!

چــرا، آدمها وقتی عکس میگیرن به یه جای نامعلوم خیره می شن؟!

چــرا، راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟!

چــرا، با اینکه همه فضولند از فضولی دیگران ناله می کنند؟!

چــرا، بعد از مرور اینهمه چــراها هنوز خسته نشدید؟!

19 hours ago

bavariya
  • Full name: حمید
  • Gender: Male
  • Birth date: October 31 , 1963
  • Location: Iran, Islamic Republic of
  • Location: Tehran - Tehran
  • message Send private message
  • friend Visitors:
  • share Join date: 417 days ago
  • share Last activity: 15 hours ago
  • http://webzzz.com/bavariya/
Pictures ( 85 )
زندگی جذاب زیبا
نگاه butterfly-girl 3884-080218-110059
نیایش- دکترشریعتی رعايت قانون يعني اين !!!!    11
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License