Sign up for WEBzzz to connect with Faezeh ....
Friends(84)
مرد
مرد
hosein007
hosein007
yaren
yaren
azade
azade
peymanhmm
peymanhmm
1eza
1eza
shoeib
shoeib
faraz90
faraz90
GLOBETROTER
GLOBETR...
shaayaan
shaayaan
mehrzad666
mehrzad...
→→ Ħ į Ş ş ←←
→→ ...
amiredi1368
amiredi...
arman 7
arman 7
akbar0031
akbar0031
About heaven400
  • Status: Married
  • Hobbies: sleeping, taking nap, taking rest...
  • Your Fears: adama
  • Do you think you are Attractive: ghatan
  • How do you want to Die: يكي از اين همين شبا كه مي‌خوابم صبحش پاشم ببينم پا نشدم
guestbook()

shoeib

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند
با ارزوی دستیابی بهترین ها برات گلم
ولنتاینت مبارک عزیز
پیشاپیش 29 بهمن روز ولنتاین آریائی ها مبارک باد



29 بهمن ، جشن اسفندگان : روز عشاق ایرانیان و روز مادران ایران زمین گرامی باد.
روز سپندارمزد پنجمین روز از اسفندماه ایران باستان / ۲۹ بهمن خورشیدی امروزی

سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند که امروزه متاسفانه بجز زرتشتیان ، دیگر هم میهنان روز مادر را برابر با تقویم تازی ( عربی ) و روز عشاق را برابر با تقویم میلادی ( ولنتاین ) جشن میگیرند .
بیایید از این سال با یک شاخه گل به مادر ، همسر و یا عشقمان از این روز پر شکوه و باستانی که یاد آور این است که ما ایرانیان همیشه در اکثر مسائل خود ریشه ای داشته ایم و نیازی به ریشه بیگانه نداریم ، پاسداری کنیم و در ترویج دوباره آن کوشا باشیم .

28 days ago

mehdi-pop

چه شامها که چراغم فروغ ماه تو بود
پناهگاهم شبم گیسوی سیاه تو بود
اگر به عشق تو دیوانگی گناه منست
ز من رمیدن و بیگانگی گناه تو بود
دلم به مهر تو یکدم غم زمانه نداشت
که این پرنده ی خوش نغمه در پناه تو بود
عنایتی که دلم را همیشه خوش می داشت
اگر نهان نکنی لطف گاهگاه تو بود
بلور اشک به چشمم شکست وقت وداع
که اولین غم من آخرین نگاه تو بود


62 days ago

mehdi-pop

در گوشه ی باغ گنجشکی خرد
می اید و با شوق و شادی
پر می زند لای درختان
نا گه به یکدم می گریزد
با جیک جیک خویش می گوید که ای باغ
آزاد بودم
آزاد ماندم
آزاد رفتم
اید به گوشم نیمه شبها
آوای یک زندانی از دور
با ناله گوید
آزاد بودم
در دام ماندم
از یاد رفتم
چشمان بی نور یتیم خردسالی
در لحظه های مرگ گوید
من میوه اندوه و رنجم
یک قطره اشک روزگارم
ناشاد بودم
ناشاد ماندم
ناشاد رفتم
این لحظه ها این صحنه ها این رنج ها را
بسیار دیدم روزگاری
با دیدن این پرده های زندگی رنگ
افسوس خوردم
در خلوت خود گریه کردم
بی خواب ماندم
هر نیمه شب تا کشور فریاد رفتم
یک شب به اندوه
پرسیدم از خویش
آخر چه بود این لحظه های شاد و غمگین
در گوش جانم هاتفی گفت
ای مرد غافل
عمر تو بودم
با سرعت برق
بر باد رفتم

64 days ago

lordvoldemot

salam refig nisti?

70 days ago

ason

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی، می رسد روزی که تنها در کنار عکس من، نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.

72 days ago

maam

salam

73 days ago

mehdi-pop

چراغ ساعت شش روي ريلها روشن
قطاري آمد از آغاز ماجــــــرا روشن
به اين كه؛ هيچ كسي مثل من نمي پلكد
قطار پلك نزد از ستـاره تا روشن
از آنسوي پرده ، آفتاب پيدا شد
و بعداز آن ،شب، گسترده شد،هوا روشن
قطار آمده با كفشهاي آهني اش
به اتفاق زني تازه ردپا روشن
زني كه از پس پرده به آفتاب شبيه
زني كه كرده تمام دريچه را روشن
سكوت كرده در آن ايستگاه سرد سپيد
به خود نهيب زدم تا شود صدا روشن
سلام كردم و زن ايستگاه را نگريست
كه بود در وسط برف جا به جا روشن
قدم به ديدهء ما مي نهيد خانم!نه؟
چه تازه ايد و چه خوبيد! چشم ما روشن!
تمام دهكده از عطر ياس پر شده است
گلي نمانده به جز ‹نرگس› شما روشن
***
به آخر رويا مي رسم و چشمانم
رسيده اند به پايان ماجرا خاموش
چرا دروغ بگويم رديف را خانم؟!
نيامديد و زمين ماند بي صدا ـ‌‌‌‌‌‌‌ خاموش ـ
نيامديد و نديديد روي ريل آيا
چراغ ساعت شش روشن است يا خاموش؟
مجتبي صادقي

85 days ago

prophet

احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دوست داره،
احساس قشنگیه وقتی بدون یکی دلش برات تنگ شده،
اما قشنگترین احساس وقتیه که بدونی یکی هرگز تو رو فراموش نمیکنه

3 monthys ago

mehdi-pop

ای تکیه گاه کوچه ی تنهایی ام درود
ای آن که یک نگاه تو قلب مرا ربود

هر بار آمدم که از اینجا ببینمت
پشت خیال پنجره باران گرفته بود

احساس می کنم که در این لحظه های خیس
حتی تو را شبیه غزل می توان سرود

باید تو را نوشت و از روی بوم شعر
پرواز های قاصدک خسته را زدود

دائم بیا و روی دلم بستری بساز
جاری بمان همیشه در اینجا شبیه رود

قلبم به عشق تو ، نه ، تظاهر نمی کند
پیوند خورده است ، همان لحظه ی ورود -

سر می کشد به تک تک سلول های من
از کوچه ی نگاه تو آرامش وجود

خوابیده بود ساعت دلواپسی هنوز
بین هجای بودن ورفتن در این حدود

تق، تق ... دوباره ثانیه ها پشت پنجره
بیدار می شوند ، تو رفتی ، ولی چه زود

3 monthys ago

ason

روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی
گفت تو غرق گناهی؟ گفتمش یا رب بلی
گفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت؟
گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی
عید قدیر مبارک؛ زیارت سلطان نجف روزیتان

3 monthys ago

heaven400
Pictures ( 38 )
1znoiyw wb6no6 o8drbt
One__by_SugarBunnies16 e2a2 EGG
22172667272 5239549-lg خدا را دوست دارم
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License