Sign up for WEBzzz to connect with سهیل.
Friends(19)
mm666mm
mm666mm
amirmax
amirmax
kato
kato
slimshady74
slimsha...
771
771
kuchuloo
kuchuloo
vaaheh
vaaheh
khrocker
khrocker
mydonya
mydonya
sogand27
sogand27
anarchomarxist
anarcho...
nks
nks
P!ToK
P!ToK
ahmad-lord
ahmad-l...
binyamin
binyamin
Blog

akharishe ba kole bari az gham ba kole bari az gerye ba kole bari az bi arzeshi ba kole bari az harf ba kole bari az dard ba kole bari az tajrobe ba kole bari az nale ba kole bari az khaste haye nakhaste ba kole bari az daghe del ba kole bari az ashk ba kole bari az eltemas ba kole bari az khatere ba kole bari az eshgho ehsase zir pa lagad mal shode ba kole bari az ................ raft.....
arzesh laj nadasht
arzeshe sokot nadasht
arzeshe hichi nadasht....
0 Comments
8 monthys ago
About sohiel
dg nistam ke biam...


  • Status: Other
guestbook()

anarchomarxist

سلام سهیل جان.خوبی؟چه خبرا؟دوباره بعد از مدتها اومدم تو نت.گفتم یه سری اینجا به دوستای خوب قدیمی بزنم.

65 days ago

kato

لسَّلامُ عَلَيْکَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَيْکَ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ عَلَيْکُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِکَ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصيبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْکُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ و لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ وَ اَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فيها

79 days ago

kato

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست!

دكتر علی شریعتی

86 days ago

slimshady74

در گزشت آیت الله منتظری را به همه ی دوستانم تسلیت عرض می کنم .

سبز باشید ...

88 days ago

kato

چراغ سبز مجلسي‌ها براي ترويج ازدواج موقت :
آموزش ازدواج موقت از كودكي
و افزودن يك برگ به شناسنامه براي صيغه !



موضوع ازدواج موقت چندي است كه در جامعه بالا گرفته است و پس از اينكه مسئولين دولتي در سالهاي اخير بارها از اين موضوع حمايت و بر ترويج آن تأكيد مي كردند ، اينبار نهاد هاي رسمي كشور نظير نيروي انتظامي و مجلس نيز حمايت رسمي خود را از ازدواج موقت اعلام كردند.

با در نظر گرفتن حمايت غالب نمايندگان مجلس از ترويج ازدواج موقت بايد ديد كه چراغ سبز مجلس را كدام نهاد اجرايي در حوزه جامعه و جوانان كليد خواهد زد.

در اين باره عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ازدواج موقت را شرعي و بلا مانع در دين اسلام دانست و گفت: بحث ازدواج موقت در متن قرآن و در سوره نسا آمده است و برخلاف آنچه در اذهان عمومي جا افتاده است موضوعي كاملا شرعي است.

وي در ادامه افزود: اصولا ازدواج چه دائم و چه موقت براي جلوگيري از آلودگي و فساد در جامعه است.اما به دليل عدم فرهنگسازي هرگاه صحبت از ازدواج موقت مي شود مردان زن دار و متاهل تمايل بشتري نسبت به مجردها از خود نشان مي دهند كه اين نوع ازدواج ها باعث از بين رفتن كانون خانواده مي شود.

اكرمي با پيشنهاد ضابطه مند نمودن ازدواج موقت گفت: بايد براي ازدواج موقت شرايط و ضوابط خاصي تبيين شود و در اين باره صدا وسيما حوزه هاي علميه وحتي خطبه هاي نماز جمعه مي تواند در فرهنگسازي اين موضوع كمك كند. مجلس نيز سعي دارد اين موضوع را در كميسيونهاي مختلف بررسي نمايد و نظر خود را در سايه قانون به مردم ارائه دهد.


براي ترويج ازدواج موقت بايد از كودكي در مدارس آموزش دهيم

نايب رييس كميسيون قضايي مجلس با تاكيد بر اينكه نمي توان در جامعه اي كه اسلامي است با ازدواج موقت مخالفت كرد گفت: هر جواني كه به سن قانوني و بلوغ مي رسد چه پسر و چه دختر نياز به ازدواج دارد از اين رو بايد يا مسئولين شرايط ازدواج دائم را فراهم كنند يعني مشكل مسكن، اشتغال، جهيزيه براي دختران و امثال اينها را حل كنند يا اينكه در فكر مقدمات ازدواج موقت براي جوانان باشند.

مرادي با انتقاد از جو موجود جامعه يادآور شد: واقعا باعث تعجب است كه چرا جامعه‌اي كه ادعاي اسلامي بودن دارد با اين مسئله برخورد خشن دارد. بايد فرهنگ مردم را در اين باره عوض نمود.

وي ترويج اين نوع ازدواج را نيازمند آموزش دانست و افزود: بايد از دوران كودكي در كتابهاي ديني مسئله ازدواج موقت آموزش داده شود تا از اين طريق اين نوع ازدواج در كشور رواج داده شود.

نائب رييس كميسيون قضايي همچنين از برخورد مثبت مجلس با اين موضوع خبر داد و گفت: كميسيون قضايي مجلس هميشه آماده همكاري با هر نهاد و يا سازمان و وازرتخانه اي است كه در اين باره طرح و نظر خوبي دهد.


متولي ازدواج موقت بايد پرجرات باشد

مراد علي منصوري رضي، نمايده مجلس شوراي اسلامي نيز با انتقاد از عدم تعريف دقيق معيارهاي ازدواج در جامعه را داشت: روابط دختران و پسران جوان كه به شكل اينترنتي و يا خياباني در چند سال اخير گسترش يافته و طرفداران زيادي نيز در ميان جوانان پيدا كرده سبب شده كه در اين مقطع زماني مسئولين به فكر ساماندهي آن باشند اما تا آنجايي كه بنده به ياد دارم اين بحثها فقط براي چند روز و يا چند ماه دغدغه مسئولين مي‌شود و بعد از مدتي از ياد مي‌رود.

وي در توضيح مطالب افزود: راه انداختن بحث ازدواج موقت و از همه مهمتر متولي آن بايد بسيار پر جرات باشد زيرا كه عموما ازدواج موقت در نزد خانواده ها و به خصوص زنان و دختران به شدت با برخورد مواجه مي‌شود و عملي قبيح محسوب مي شود. همچنين دفاتر همسر يابي در اين خصوص موثر واقع نخواهد شد.

اين عضو كميسيون اجتماعي مجلس با انتقاد از عملكرد از مجلس شوراي اسلامي و بقيه نهادهاي مسئول در اين موضوع گفت: راه انداختن بحث طرح ازدواج موقت از سوي مسئولين نشانه ضعف آنها است و به اين منزله است كه نتوانستند شرايط جامعه را طوري براي جوانان فراهم كنند كه مشكل ازدواج آنها حل شود.

وقتي هيچ وزارتخانه، سازماني و يا حتي مجلس در اين موضوع كاري نكرده نبايد توقع داشت كه آمار ازدواج بالا رود و يا ميانگين طلاق پايين بيايد. البته كميسيون قضايي مجلس تا حدي در بحث ازدواج موقت وارد شده ‌اند اما چندان چشمكير نبوده است.


يك برگه براي ثبت ازدواج موقت به شناسنامه افزوده شود

عضو كميسون فرهنگي نيز گفت: براي اينكه مشكل فساد، بي بند وباري و تجاوز در جامعه كاهش پيدا كند بايد زودتر موضوع ازدواج موقت را در ميان جوانان توسعه دهيم و فرهنگسازي را آغازكنيم.

سيد محمد جواد ابطحي با بيان اينكه تمام مراجع و علما در اين مورد نظر مثبتي دارند گفت: در باره طرح ازدواج موقت روحانيون بايد پيشقدم شوند و جامعه را آماده اين موضوع كنند. روحانيون و به خصوص روحانيون مجلس بايد به عنوان متوليان اين طرح وارد ميدان شده تا راه فساد به روي جوانان بسته شود.

وي در پايان افزود: بهتر است براي اينكه هيچ گونه سو استفاده اي از طرف مرداني كه متاهلند پيش نيايد سازمان ثبت احوال با همكاري مجلس شوراي اسلامي برگه اي براي ثبت ازدواج موقت نيز در داخل شناسنامه اضافه شود كه همه چيز در اين خصوص قانونمند شود.


وقتي شرايط ازدواج دائم فراهم نيست ازدواج موقت راه گشاست

جواد آرين منش افزود: ما در دوره مجلس هفتم قانوني به نام قانون تسهيل ازدواج جوانان به تصويب رسانديم كه به نظر مي رسد هنوز بسياري از مفاد اين قانون اجرايي نشده است.

نماينده مشهد در مجلس شوراي اسلامي افزود: اينكه دختر و پسري با هم دوست شوند به طور مثال باهم كوه بروند، مهماني بروند و يا رفت و آمد كوتاهي با يكديگر داشته باشند ازدواج موقت مي‌تواند موثر باشد تا مانع از خارج شدند دختر و پسر از حدود و قوانين اسلام شوند.

آرين منش خاطر نشان كرد: يك ذهنيت منفي در جامعه درباره ازدواج موقت وجود دارد كه با آگاه سازي خانواده‌ها و جوانان مي‌توان آن را تغيير داد.

اما در شرايطي كه موقعيت ازدواج دائم فراهم نيست ازدواج موقت مي تواند راهگشا باشد. اگر واقع‌بينانه نگاهي به اطرافمان بياندازيم مي‌بينيم كه جمع كثيري از دختران دوست پسر يا پسران دوست دختر دارند و اين كار شرعي نيست.

اين نماينده مجلس با اشاره به همكاري مجلس در اين باره افزود: مجلس در تلاش است براي ازدواج موقت راهكار قانوني تعريف كند ما به عنوان نمايندگان مجلس بايد راهكار و قانوني را به كميسيون قضايي ارائه دهيم كه هم مورد پذيرش عرف و هم جامعه باشد.

وي يادآور شد: جوانان براي اضاي نيازهاي عاطفي و جنسي خود اغلب يا از راه ارتباطات غير شرعي كه همان دوستيهاي خياباني است وارد مي‌شوند كه مورد پسند جامعه نيست يا گرايش به ازدواج موقت و صيغه دارند كه اين هم هنوز درميان جوانان و خانواده‌هايشان جايگاه چنداني ندارد و عده كمي به اين سمت حركت مي‌كنند.


ازدواج موقت راهي براي كاهش تجاوزها

در ادامه فرهاد تجري يكي از اعضاي كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه قانونمند شدن ازدواج موقت مي تواند از تعدي، سو استفاده، اعمال خلاف عرف و تجاوزها جلوگيري كند گفت: ازدواج موقت امري شرعي است و قانون هم از آن تبعيت خواهد كرد بنابراين اگر قانوني شفاف در اين باره تصويب شود قطعا افراد نيز با شناسايي چارچوبها مي‌توانند از اين حق شرعي و قانوني استفاده كنند تا متوسل به راههاي غيرقانوني و غير شرعي نشوند.

تجري خاطرنشان كرد: انتظار مي‌رود در مورد مسائلي كه ضرورت اجتماعي و فرهنگي دارد نگاهي واقع‌بينانه با لحاظ جميع جوانب داشته باشيم كه مسئله ازدواج موقت از اين دست مسائل است. مجلس نيز با طرح قوانين در اين باره مي‌تواند راه گشا باشد

اين نماينده مجلس تاكيد كرد: دستگاههاي فرهنگي، اجتماعي و روحانيون بايد در ترويج آموزه‌هاي فرهنگي و اخلاقي اهتمام ورزند تا با فرهنگسازي سبب تقويب باورهاي ديني و مذهبي در ميان جوانان شوند.


الزام ثبت ازدواج موقت مي‌تواند بسيار مفيد باشد

از سوي ديگر موسي قرباني عضو كميسيون حقوقي مجلس نيز گفت: نمي توان احكام شرعي را در زمينه ازدواج موقت منكر شد اما بايد در چارچوب ضوابط انجام مي‌گيرد. براي اجراي هر حكم شرعي بايد براساس قوانين نظام و شرايط جامعه ضوابطي وضع كرد.

وي در ادامه افزود: : نسبت به برخي احكام شرع از ابتدا حساسيتهايي بوده و نمي‌توان انتظار داشت كه جامعه به راحتي آن را بپذيرد.

اينكه اين نوع ازدواج در سطح دانشجويان و دانشگاهها و جوانان رواج پيدا كند در صورت عدم تعيين چارچوب و ضوابط، تبعات منفي متعددي در پي خواهد داشت.

قرباني معتقد است: بسياري ترجيح مي‌دهند كه اين ثبت در شناسنامه صورت نگيرد و نمي‌خواهند براي يك امر موقت عواقب دائمي ايجاد كنند. براي چنين مواردي دفاتر ثبت برگه‌هاي ويژه‌اي طراحي كرده‌اند كه در آن مشخصات دو طرف و شرايط ازدواج موقت ثبت مي‌گردد.

قرباني ضمن تائيد اين نكته كه الزام ثبت ازدواج موقت مي‌تواند بسيار مفيد باشد اظهار داشت: توجه به عواقبي مانند ايجاد فرزند كه ممكن است ازدواج موقت در پي داشته باشد، بهتر است كه ثبت آن الزامي شود.

به هر حال هم فرزندان احتمالي و هم طرفين ازدواج حقوقي دارند كه با ثبت ازدواج موقت بهتر مي‌توان به آن‌ها پرداخت. ضمن اينكه ثبت كردن از بسياري ناهنجاري‌هاي شرعي و اجتماعي ديگر نيز جلوگيري مي‌كند.

3 monthys ago

kato

الو سلام

منزل خداست؟

این منم مزاحمی که آشناست

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است

به ما که می رسد، حساب بندهایتان جداست؟

الو

دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد

خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟

چرا صدایتان نمی رسد کمی بلندتر

صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟

اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم

شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم

پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست

الو، مرا ببخش، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم، دوباره، تا خدا خداست .

/////////////////////////////////////

مادررررررررررررر
مادر من فقط يك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون هميشه مايه خجالت من بود اون براي امرار معاش خانواده براي معلم ها و بچه مدرسه اي ها غذا مي پختيك روز اومده بود دم در مدرسه كه منو با به خونه ببره خيلي خجالت كشيدم . آخه اون چطور تونست اين كار رو بامن بكنه ؟ روز بعد يكي از همكلاسي ها منو مسخره كرد و گفت مامان تو فقط يك چشم دارهفقط دلم ميخواست يك جوري خودم رو گم و گور كنم . كاش زمين دهن وا ميكرد و منو ..
كاش مادرم يه جوري گم و گور ميشد...
روز بعد بهش گفتم اگه واقعا ميخواي منو بخندوني و خوشحال كني چرا نميميري ؟اون هيچ جوابي نداد....
دلم ميخواست از اون خونه برم و ديگه هيچ كاري با اون نداشته باشم
سخت درس خوندم و موفق شدم براي ادامه تحصيل به سنگاپور برم ،اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خريدم ، زن و بچه و زندگي... از زندگي ، بچه ها و آسايشي كه داشتم خوشحال بودم تا اينكه يه روز مادرم اومد به ديدن من اون سالها منو نديده بود و همينطور نوه ها شو
وقتي ايستاده بود دم در بچه ها به اون خنديدند و من سرش داد كشيدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بياد اينجا ، اونم بي خبر
سرش داد زدم :چطور جرات كردي بياي به خونه من و بجه ها رو بترسوني؟ گم شو از اينجا! همين حالا
اون به آرامي جواب داد :اوه خيلي معذرت ميخوام مثل اينكه آدرس رو عوضي اومدم و بعد فورا رفت و از نظر ناپديد شد .
يك روز يك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور براي شركت درجشن تجديد ديدار دانش آموزان مدرسه
ولي من به همسرم به دروغ گفتم كه به يك سفر كاري ميرم .
بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قديمي خودمون ؛ البته فقط از روي كنجكاوي .همسايه ها گفتن كه اون مرده
اونا يك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه بدن به من
اي عزيزترين پسرم ، من هميشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،خيلي خوشحال شدم وقتي شنيدم داري ميآي اينجا ولي من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بيام تورو ببينم
وقتي داشتي بزرگ ميشدي از اينكه دائم باعث خجالت تو شدم خيلي متاسفم
آخه ميدوني ... وقتي تو خيلي كوچيك بودي تو يه تصادف يك چشمت رو از دست دادي به عنوان يك مادر نمييتونستم تحمل كنم و ببينم كه تو داري بزرگ ميشي با يك چشم
بنابراين مال خودم رو دادم به تو
براي من اقتخار بود كه پسرم ميتونست با اون چشم به جاي من دنياي جديد رو بطور كامل ببينه
با همه عشق و علاقه من به تو، مادرت

3 monthys ago

kato

كلاس درس خالي مانده از تو



هوا باراني است و فصل پاييز

گلوي آسمان از بغض لبريز




به سجده آمده ابري كه انگار

شده از داغ تابستانه سرريز




هواي مدرسه ، بوي الف با

صداي زنگ اول محكم وتيز




جزاي خنده هاي بي مجوز

و شاديها و تفريحات نا چيز





براي نوجواني هاي ما بود

فرود خشم و تهمت هاي يكريز



رسيده اول مهر و درونم پرست ازلحظه هاي خاطرانگيز


كلاس درس خالي مانده از تو من و گلهاي پژمرده سر ميز




******




هوا پاييزي و باراني ام من درون خشم خود زنداني ام من


چه فرداي خوشي راخواب ديديم ! تمام نقشه ها بر آب ديديم !


چه دوراني چه روياي عبوري ! چه جستن ها به دنبال ظهوري !


من و تو نسل بي پرواز بوديم اسير پنجه هاي باز بوديم


همان بازي كه با تيغ سرانگشت به پيش چشمهاي من ترا كشت




******




تو جام شوكران را سر كشيدي به ناگه از كنارم پر كشيدي


به دانه دانه اشك مادرانه به آن انديشه هاي جاودانه


به قطره قطره خون عشق سوگند به سوز سينه هاي مانده در بند


دلم صد پاره شد بر خاك افتاد به قلبم از غمت صد چاك افتاد


بگو آنجا كه رفتي شاد هستي ؟‌ در آن سوي حيات آزاد هستي ؟


هواي نوجواني خاطرت هست ؟‌ هنوزم عشق ميهن در سرت هست ؟


بگو آنجا كه رفتي هرزه اي نيست؟ تبر تقدير سرو و سبزه اي نيست ؟


كسي دزد شعورت نيست آنجا ؟‌ تجاوز به غرورت نيست آنجا ؟


خبر از گورهاي بي نشان هست ؟‌ صداي ضجه هاي مادران هست ؟


بخوان همدرد من همنسل و همراه بخوان شعر مرا با حسرت و آه


دوباره اول مهر ست و پاييز گلوي آسمان از بغض لبريز

من و ميزي كه خالي مانده از تو و گلهايي كه پژمرده سر ميز

3 monthys ago

kato

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميكنه
يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميكنه و از خودش پذيرايي ميكنه
يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده
يه دوست واقعي شونه هاش از اشكاي تو خيسه
يه دوست معمولي اسم كوچيك پدر و مادر تو رو نمي دونه
يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره
يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره
يه دوست واقعي زودتر ميآد تا تو آشپزي بهت كمك كنه و ديرتر مي ره تا به كمكت همه جارو جمع وجور كنه
يه دوست معمولي متنفره از اين كه وقتي رفته كه بخوابه بهش تلفن كني
يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه كه زنگ نمي زني؟
يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشكلاتت باهاش حرف بزني
يه دوست واقعي ازت ميخواد كه مشكلات را حل كنه
يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه
يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه
يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره.
يه دوست واقعي ميخواد كه تو هميشه رو كمكش حساب كني
يه دوست معمولي اين حرف هاي منو ميخونه و فراموش ميكنه
يه دوست واقعي اونو واسه همه و دو باره واسه خودم ميفرسته

3 monthys ago

kato

نامه‌ای به خدا!!!!!

يک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند
...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامه‌ای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم.
با لطف تو توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ...
البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند!!...

3 monthys ago

kato








دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد.
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.





دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.



ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.



مرد هفتاد و هفت ساله در حیاط خانه اش در حال استراحت بود که ناگهان نوه اش یک ستاره زیبا را در دستش گذاشت و پرسید: پدر بزرگ، نوشته های روی این ستاره چیست؟
مرد با دیدن ستاره باز شده و خواندن جمله رویش، مبهوت پرسید: این را از کجا پیدا کردی؟ کودک جواب داد: از بطری روی کتاب خانه پیدایش کردم.
پدربزرگ، رویش چه نوشته شده است؟
پدربزرگ، چرا گریه می کنید؟
کاغذ به زمین افتاد. رویش نوشته شده بود::

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.

3 monthys ago

sohiel
Pictures ( 1 )
Image004 copy
Languages: English | Persian
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License